به توکل نام اعظمت...با اجازه ی خدا...
سلام اي برگزيده! اسوهي رشادت، اسطوره دلاوري، سلام بر تو ای شهید!
به رسم هر نامه، اول باید شما را از حال و هوای خودمان و چیزهایی که به رسم امانت به ما سپردید و رفتید باخبر کنم؛ هر چند شما خود آگواه تر از ما هستید!
اینجا خبری نیست جز این که همه سال هاست می دانند که شرمنده شما هستند و هر روز به این شرمندگی افزوده می شود؛ به جای این که کاری کنند تا از این شرمندگی کاسته شود.
بار ها از این که زنده هستم و دارم روی دم شما بازدم می دهم از زنده بودنم
خجالت می کشم . خدایا اما تو خودت می دانی در دل و قلب من چه می گذرد .
شهدا چقدر دلم براي تان تنگ شده و چقدر دوست دارم از شما بگويم و بنويسم .
رفتید، بی آنکه لحظه ای تردید کنید... بی آن که لحظه ای درنگ کنید...در رفتن یا ماندن!شهدا بی آنکه، دلبستگی هایتان را مرور کنید و آرزوهایتان را بارور...
در رفتن، شتابی عجیب داشتید و در ماندن، اکراهی عمیق. مطمئن بودید راه، درست است، از جاده، از سفر، از... نمی ترسیدید.
فهمیده بودید آخر این جاده، دل کندن از خاک، بلند شدن، اوج گرفتن و پرواز است.
آری ای شهید! من و امثال من به وجود افرادی چون شما افتخار می كنیم. شاید من فرزند شهید یا جانباز و یا آزاده نباشم، اما به حرمت خون شما چادر سر میکنم شاید بعضی ها بگویند از روی اجبار این کار رو می کند اما نمی دانند که چادر برای من زندگیست من میخواهم راه شما را ادامه دهم و این تنها کاریست که از من بر می آید .
به عنوان یك دانش آموز به شما قول می دهم كه در فرداهای مملكتم، افتخار بیافرینم. و جز افرادی نباشم كه از خون پاك شهدا به نفع خویش پلكان می زنند و پله پله آرمان های مقدس شهیدان را زیر پامی گذارند و وقتی به پله های آخرین می رسند، بسیار خوشحال می شوند.
شهید مانند گل سرخی است که به رنگها معنا می دهد.با فدا کردن رنگش به دنیا رنگ می دهد.با فداکردن جانش به ملتها جان می بخشد. با کوتاهی عمرش باعث ازدیاد عمر دیگران می شود.در خود می اندیشم آیا می توانم مانند گل باشم؟!!
خداحافظ ای شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و ما ماندیم و راه نا تمامتان !
(خواهش میکنم کپی نکنید) اگه بخوام مثل معلممون بگم ( لطفا دزدی ادبی نکنید )